شارژ ریلی تورم مسکن؟
طرح توسعه مبتنی بر حملونقل عمومی (TOD) در تهران با تمرکز بر تراکمفروشی، میتواند به افزایش بیرویه قیمت مسکن و تشدید چالشهای شهری منجر شود. این مقاله به تحلیل انحراف از مدل جهانی TOD و پیامدهای آن بر بازار مسکن و سرمایهگذاری میپردازد و راهکارهایی بر

شارژ ریلی تورم مسکن؟ طرحی برای توسعه یا تورمزایی؟
زمانی که صحبت از «توسعه مبتنی بر حملونقل عمومی» (TOD) میشود، تصویر ذهنی بسیاری از ما، شهری کارآمد با دسترسی آسان به مترو و کاهش ترافیک است. اما در تهران، این ایده جهانی، گویا با یک پیچش تند، به مسیری متفاوت افتاده است؛ مسیری که نه تنها گرهی از ترافیک باز نمیکند، بلکه میتواند به «شارژ ریلی تورم مسکن» و افزایش بیرویه قیمتها در مناطق اطراف ایستگاههای مترو دامن بزند. آیا طرح جدید مدیریت شهری، بیش از آنکه به فکر حملونقل باشد، به دنبال افزایش تراکم و ساختوساز است؟ این سؤال اصلی است که باید با دیدی کارشناسی و بر اساس دادههای موجود به آن پاسخ داد، چرا که هر طرح کلان شهری، به خصوص در حوزه مسکن، میتواند سرنوشت سرمایهگذاریهای کوچک و بزرگ بسیاری را تحت تأثیر قرار دهد و معادله عرضه و تقاضا را به کل دگرگون کند. مشاوران املاک و سرمایهگذاران باتجربه میدانند که درک ابعاد پنهان چنین طرحهایی، تفاوت بین یک معامله سودآور و یک سرمایهگذاری پرریسک است.
تحلیل طرحهای کلان شهری، کلید موفقیت در معاملات آینده است.
مفهوم جهانی TOD و انحراف تهرانی آن
طرح توسعه مبتنی بر حملونقل عمومی (TOD) حدود سه دهه پیش در آمریکا متولد شد. هدف اصلی ساده بود: نزدیک کردن مراکز سکونتی و خدماتی به ایستگاههای حملونقل عمومی، تا مردم کمتر جابهجا شوند و با حداقل زمان، سفر کنند. این یعنی کاهش وابستگی به خودرو شخصی، کاهش ترافیک و بهبود کیفیت زندگی شهری. TOD نه فقط ساختوساز در کنار مترو، بلکه ایجاد محیطهای شهری پویا و ترکیبی از کاربریها (مسکونی، تجاری، اداری و فضاهای عمومی) را هدف قرار میدهد که به پیادهروی و دوچرخهسواری تشویق میکند و حس اجتماع را در محلهها تقویت میکند. این مدل بر توسعه پایدار، حفظ منابع و کاهش اثرات زیستمحیطی نیز تأکید دارد، تا شهرها برای نسلهای آینده نیز قابل زیست باقی بمانند. TOD واقعی، فراتر از یک طرح کالبدی، یک فلسفه شهرسازی است که کیفیت زندگی را در مرکز توجه خود قرار میدهد.
اما آنچه در تهران تحت عنوان TOD معرفی شده، دستکم بر اساس ۲۳۰ صفحه گزارش و نقشه تهیهشده، تفاوتی اساسی با این تعریف جهانی دارد. در حالی که TOD جهانی، توسعه پیادهراه، مسیر دوچرخه و متروی باکیفیت را در اولویت قرار میدهد و امتیاز تراکم ساختمانی تنها بخش کوچکی از آن است (حدود ۱۵ درصد از ۱۰۰ امتیاز)، نسخه تهرانی روی «افزایش تراکم ساختمانی» و «بارگذاری گسترده ساختمانی و جمعیتی» تمرکز کرده است. این رویکرد، به جای ایجاد فضاهای شهری زندهتر و کارآمدتر، بیشتر شبیه به یک برنامه برای به حداکثر رساندن ارزش زمین و فروش تراکم در مناطق خاص است تا تأمین درآمد برای شهرداری، فارغ از پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی آن. این شیوه، به نوعی تبدیل کردن فضاهای عمومی به فرصتهای خصوصیسازی و سودآوری است.
این رویکرد، در تعارض آشکار با اولویتهای فعلی پایتخت قرار میگیرد. شهری که اصلیترین چالشهایش، کنترل جمعیتپذیری و بحرانهای زیستمحیطی مثل ناترازی منابع آبی و آلودگی هواست، چطور میتواند با طرحی که افزایش ۲۰ درصدی جمعیت را تا افق ۱۴۲۰ پیشبینی میکند، همراستا باشد؟ این تناقض، زنگ خطر جدی برای فعالان بازار مسکن و سرمایهگذاران است که باید به آن توجه ویژه داشته باشند. ناتوانی در تأمین آب شرب، بحران ترافیک، فرسودگی زیرساختها، کاهش سرانه فضای سبز و آلودگی صوتی از جمله پیامدهای اجتنابناپذیری است که با افزایش بار جمعیتی، تشدید خواهند شد. مشاوران املاک هوشمند میدانند که در بلندمدت، کیفیت زندگی، دسترسی به خدمات شهری و پایداری محیطی، بر ارزش ملک و جذابیت سرمایهگذاری تأثیر مستقیم دارد. نادیدهگرفتن این عوامل، یعنی نادیدهگرفتن آینده سرمایه مشتریان.
اعداد و هشدارهای پنهان طرح TOD: افزایش تراکم، افزایش قیمت؟
بررسیها نشان میدهد که طرح TOD تهران، در حقیقت، پتانسیل «تحریک به ساختوساز بیشتر» را در دل خود پنهان کرده است. این تحریک، بدون هماهنگی با «طرح جدید جامع مسکن» وزارت راه و شهرسازی و بدون در نظر گرفتن مطالعات ناترازی آبی، قرار است در شعاع ۴۰۰ تا ۸۰۰ متری ایستگاههای مترو اجرایی شود. این عدم هماهنگی میتواند منجر به توسعههای بیرویه و ناپایدار شود که فشار مضاعفی بر زیرساختهای شهری، از جمله شبکه حملونقل، تأمین آب، برق و فاضلاب وارد خواهد کرد. این یعنی چاههای عمیقتر، افت بیشتر منابع زیرزمینی و فشار بیشتر بر تصفیهخانهها. نتیجه؟ فشار مضاعف بر زیرساختهای شهری و البته، افزایش قیمت زمین و مسکن، چرا که تراکمفروشی، به خودی خود، نشاندهنده ارزشگذاری مجدد بر زمین و فرصتهای ساختوساز است. این ارزش افزوده کاذب، میتواند به حباب قیمتی در مناطق مشخصی دامن بزند که فاقد پشتوانه واقعی از نظر کیفیت زندگی و زیرساختها هستند.
جالب اینجاست که در تهران، حتی برای ایستگاههایی که هنوز وجود خارجی ندارند (بخشی از ۲۹۸ ایستگاه برنامهریزیشده در ۱۳ خط مترو، در حالی که تهران ۱۶۳ ایستگاه فعال دارد)، مجوز ساختوساز مسکونی، اداری و تجاری پیشبینی شده است. تجربه نشان داده که ساختمانها زودتر از خطوط مترو احداث میشوند؛ این یعنی ترافیک بیشتر، فشار روی شبکه ضعیف حملونقل عمومی و «الگویی کاملاً غیرجهانی از مدل جهانی TOD». این فاصله زمانی بین ساختوساز و توسعه زیرساخت، میتواند به کاهش کیفیت اولیه زندگی در این مناطق، نارضایتی ساکنان و در نهایت، تحت تأثیر قرار دادن ارزش واقعی املاک در بلندمدت منجر شود. این وضعیت، به جای خلق ارزش پایدار، به نوسانات هیجانی و سفتهبازی در بازار مسکن دامن میزند، جایی که سرمایهگذاران ممکن است به امید آیندهای که دیرتر فرا میرسد، سرمایه خود را راکد نگه دارند.
اما شاید مهمترین هشدار برای شما بهعنوان مشاور یا سرمایهگذار املاک، پیامد این طرح بر قیمتگذاری باشد. دو مطالعه، یکی به سفارش مرکز مطالعات شهرداری تهران و دیگری مرکز پژوهشهای مجلس، نشان دادهاند که «افزایش تراکم ساختمانی» در یک منطقه، به شکل موردی یا گسترده، باعث «افزایش کوتاهمدت و بلندمدت قیمت زمین و مسکن» میشود. نمونه بارز آن، ماجرای برجباغها در سالهای ۸۹ تا ۹۸ بود که اثر تورمی ۱.۴ تا ۴.۷ درصدی بر قیمت مسکن داشت. این افزایش قیمت، عمدتاً به دلیل محدودیت عرضه زمین، افزایش تقاضا برای واحدهای بزرگتر و لوکستر، و جذابیت سرمایهگذاری در مناطقی با پتانسیل تراکم بالاتر رخ میدهد. این یعنی هر تصمیمی برای افزایش تراکم، بدون در نظر گرفتن پیامدهای جانبی، میتواند به موج جدیدی از گرانی در بازار دامن بزند، حتی اگر هدف اعلامشده، عرضه بیشتر مسکن باشد. مشاوران باید این واقعیت را در تحلیل بازار و قیمتگذاری ملک لحاظ کنند تا دچار خطای پیشبینی نشوند و بتوانند واقعیتهای قیمتی را به درستی به مشتریان خود منتقل کنند.
پیامدهای طرح بر بازار مسکن و سرمایهگذاری
اگر مدیریت شهری، به این شیوه، به تراکمفروشی تحت لوای TOD ادامه دهد، شاهد تغییرات جدی در بازار خواهیم بود. اولاً، مناطقی که در شعاع تأثیر این طرح قرار میگیرند، جهش قیمتی را تجربه خواهند کرد. این یک فرصت برای سرمایهگذاران زیرک است که زودتر از دیگران، پتانسیل این مناطق را شناسایی کنند؛ مناطقی که شاید در حال حاضر کمتر توسعهیافته به نظر میرسند اما با ورود سرمایه و مجوزهای ساخت، به کانون توجه تبدیل میشوند و با افزایش ناگهانی تقاضا، شاهد رشد غیرمنتظره قیمتها خواهیم بود. اما در عین حال، ریسکهای خود را نیز دارد؛ پروژههایی که زودتر از زیرساختهای حملونقل تکمیل شوند، ممکن است در ابتدا با استقبال کمتری مواجه شوند و سرمایه راکد بماند، یا حتی در مواجهه با عدم تکمیل زیرساختها، با کاهش ارزش مواجه شوند. این موضوع برای سازندگان و خریداران نیز چالشبرانگیز است، زیرا خرید یک واحد در منطقهای که وعده مترو داده شده اما هنوز خبری از آن نیست، میتواند منجر به انتظارات برآوردهنشده، تأخیر در بازگشت سرمایه، و حتی تحمیل هزینههای اضافی برای رفتوآمد شود. مشاوران باتجربه باید مشتریان را از این تفاوتهای زمانی و پتانسیل ریسک آگاه کنند.
دوماً، این طرح نه تنها مشکل حملونقل عمومی را برای ۶۰ درصد سطح شهر که نزدیکی مناسب به مترو ندارند، حل نمیکند، بلکه با بارگذاری جمعیتی بیشتر، ناترازی در عناصر حیاتی مثل آب و هوا را تشدید خواهد کرد. این یعنی، حتی اگر ملک شما در نزدیکی ایستگاه مترو باشد، کیفیت زندگی در آن منطقه ممکن است کاهش یابد که در بلندمدت بر جذابیت سرمایهگذاری تأثیرگذار است. تصور کنید ملکی را با وعده دسترسی آسان به مترو خریدهاید، اما همزمان با افزایش جمعیت، با کمبود آب، آلودگی هوا و ترافیک فزاینده در خیابانهای فرعی مواجه میشوید؛ این عوامل، بهتدریج از ارزش کیفی ملک کاسته و در نهایت، بر ارزش بازاری آن نیز سایه میافکنند و ممکن است حتی منجر به مهاجرت معکوس از این مناطق شوند. سرمایهگذاران باید فراتر از دسترسی ظاهری به حملونقل، به کیفیت زندگی پایدار در منطقه و چالشهای زیستمحیطی بلندمدت نیز توجه کنند.
سوماً، ۸۰ درصد ایستگاههایی که برای بارگذاری ساختمانی در قالب TOD تعیین شدهاند، قرار است آغشته به ساختمانهای تجاری جدید شوند. این موضوع میتواند عرضه فضای تجاری را بهطور چشمگیری افزایش داده و بازار املاک تجاری در آن مناطق را تحت تأثیر قرار دهد. با افزایش شدید عرضه بدون تقاضای متناسب، احتمال کاهش قیمت اجاره و افزایش نرخ خالی ماندن مغازهها و دفاتر وجود دارد، به خصوص در شرایط رکود اقتصادی یا کاهش قدرت خرید. این وضعیت، چالشهای جدی برای سرمایهگذاران در بخش تجاری و همچنین کسبوکارهای کوچک و متوسط ایجاد خواهد کرد که نمیتوانند از پس هزینههای بالای رقابت برآیند و ممکن است مجبور به تعدیل فعالیت یا حتی تعطیلی شوند. برای مشاوران املاک، درک این تغییرات برای تحلیل بازار و قیمتگذاری ملک و ارائه مشاوره دقیق به مشتریان بسیار حیاتی است، چرا که بازار تجاری نیازمند بررسیهای بسیار عمیقتر از بازار مسکونی است.
همچنین، استفاده از «زمینهای ذخیره» برای ساختوسازهای مسکونی و تجاری، به معنای استفاده از منابع نسل آینده برای نیازهای نسل فعلی است. این رویکرد، با اصول توسعه پایدار در تعارض است و میتواند پیامدهای منفی بلندمدت اقتصادی و زیستمحیطی داشته باشد. زمینهای ذخیره شهری معمولاً برای توسعه زیرساختهای آتی، ایجاد فضاهای سبز عمومی، پارکها و امکانات رفاهی و آموزشی در نظر گرفته میشوند تا توازن شهری حفظ شود. تبدیل این زمینها به مناطق مسکونی یا تجاری، به معنی از دست دادن فرصتهای حیاتی برای بهبود کیفیت زندگی در آینده، کاهش سرانههای فضای عمومی، و افزایش فشار بر فضاهای عمومی موجود است که در نهایت منجر به کاهش جذابیت زیستی شهر میشود. مشاورانی که به فکر ارزشگذاری پایدار ملک هستند و دغدغه مسئولیت اجتماعی دارند، باید این عوامل را در نظر بگیرند و در مشاوره خود، به فراتر از سود کوتاهمدت بنگرند و به ارزشهای بلندمدت و کیفی یک ملک در یک محله پایدار توجه کنند.
نگاهی به دادههای بوقتش: تورم در تهران، فارغ از TOD
حتی بدون در نظر گرفتن پیچیدگیهای طرح TOD، بازار مسکن تهران خود با فشارهای تورمی و نوسانات قابل توجهی روبروست. این نوسانات، نتیجه ترکیبی از عوامل اقتصادی کلان، انتظارات تورمی، نقدینگی در جامعه و همچنین محدودیتهای عرضه در مقایسه با تقاضای انباشتهشده است که همواره بازار پایتخت را تحت تأثیر قرار داده است. طبق آخرین دادههای بوقتش، میانهٔ قیمت هر متر آپارتمانِ فروشی در تهران، در تاریخ ۱۰ مهر ۱۴۰۵، به رقم ۳۱۷.۵ میلیون تومان رسیده است. این در حالی است که دامنهٔ متعارف قیمت هر متر مربع، از ۲۰۹.۴ میلیون تومان تا ۴۱۶.۷ میلیون تومان متغیر است که خود نشاندهنده گستردگی و تفاوتهای فاحش در مناطق مختلف شهر، بر اساس موقعیت، قدمت ساخت و امکانات رفاهی است.
این ارقام، بهوضوح نشاندهنده پویایی و نوسانات بازار است. این میانه قیمت، نه تنها برای خریداران نهایی بلکه برای سرمایهگذاران و سازندگان نیز، یک معیار حیاتی است تا بتوانند وضعیت کلی بازار را درک کنند و تصمیمات قیمتی خود را بر اساس واقعیتهای موجود تنظیم کنند. جالبتر اینکه، میانهٔ قیمت هر متر مربع آپارتمان در تهران، نسبت به ۴ مهر ۱۴۰۵، افزایش ۹.۲٪ را تجربه کرده است. این رشد هفتگی، بدون نیاز به طرحهای توسعهای بلندپروازانه، نشاندهنده یک بازار پویا و البته پر از چالشهای تورمی است که نیازمند رصد و تحلیل دائمی است. چنین رشد سریعی میتواند هم فرصتساز باشد و هم برای کسانی که بدون آگاهی وارد بازار میشوند، خطرآفرین؛ چرا که میتواند نشانهای از هیجانات مقطعی باشد که به سرعت تغییر میکند.
در ۳۰ روز گذشته، ۳٬۷۶۱ آگهی تازهٔ فروش آپارتمان در تهران در پلتفرم بوقتش ثبت شده که نشاندهنده حجم قابل توجه معاملات و تقاضا در بازار است. این تعداد آگهی، گویای این است که بازار مسکن تهران، همواره فعال و در حال تبادل است و تقاضای بالقوه و بالفعل قابل توجهی دارد. با این حجم از آگهیهای جدید، میتوان پویایی بازار را درک کرد؛ اما آیا این حجم از آگهی جدید، در کنار رشد قیمتها، باز هم توجیهکننده افزایش تراکم و عرضه بیشتر از طریق TOD است؟ سوالی است که نیاز به تأمل جدی دارد و نشان میدهد که عرضه بیشتر لزوماً به کاهش قیمتها منجر نمیشود، بلکه در برخی موارد، به دلیل افزایش تقاضای سفتهبازانه و جذابیتهای کاذب ناشی از طرحها، خود میتواند به تورم دامن بزند و از کنترل خارج شود.
مهم این است که مشاوران و سرمایهگذاران، به جای اعتماد صرف به وعدهها، به ابزارهایی مانند رادیاب بوقتش مجهز باشند تا بتوانند تحرکات بازار را لحظهبهلحظه رصد کنند. در شرایطی که طرحهای کلان شهری با چنین ابهاماتی پیش میروند و نوسانات هفتگی بازار میتواند تا ۹.۲٪ هم برسد، داشتن دیدی روشن از وضعیت واقعی عرضه و تقاضا، پتانسیل رشد مناطق و ریسکهای موجود، میتواند تفاوت بزرگی در موفقیت معاملات ایجاد کند و شما را در تصمیمگیریهای حساس یاری دهد. استفاده از دادههای معتبر و تحلیلی، نه تنها به تصمیمگیری آگاهانه کمک میکند، بلکه به مشاوران امکان میدهد تا به مشتریان خود، مشاورهای دقیقتر و مبتنی بر واقعیتهای بازار ارائه دهند و جایگاه خود را به عنوان یک کارشناس قابل اعتماد تثبیت کنند. در بازار امروز، اطلاعات قدرت است، و بوقتش این قدرت را به دست شما میدهد.
جمعبندی: طرح TOD در تهران، فرصت یا تهدید؟
طرح توسعه مبتنی بر حملونقل عمومی (TOD) در ذات خود یک ایده مترقی برای توسعه شهری است که میتواند به بهبود کیفیت زندگی و کاهش ترافیک کمک کند، اما مدل فعلی آن در تهران، بیش از آنکه به حل معضلات حملونقل و بهبود کیفیت زندگی شهری کمک کند، بوی «تراکمفروشی» و «افزایش بارگذاری جمعیتی و ساختمانی» میدهد. این رویکرد، نه تنها میتواند تورم مسکن را شارژ ریلی کند و به جهش قیمتها در مناطق خاص دامن بزند، بلکه چالشهای زیستمحیطی و زیرساختی پایتخت را نیز تشدید خواهد کرد. عدم هماهنگی با زیرساختها و تمرکز بر فروش تراکم به جای توسعه پایدار، میتواند در بلندمدت، به زیان شهر و شهروندان تمام شود و پایتخت را با مشکلات عمیقتری مواجه کند.
برای مشاوران املاک و سرمایهگذاران، این وضعیت دو روی یک سکه دارد: از سویی، شناسایی مناطق احتمالی برای افزایش تراکم و قیمت، میتواند فرصتهای سرمایهگذاری کوتاهمدت را فراهم کند، به خصوص در مراحل اولیه اجرای طرح که هنوز بسیاری از ابهامات برطرف نشدهاند و فرصت ورود زودهنگام وجود دارد. از سوی دیگر، باید ریسکهای بلندمدت ناشی از عدم هماهنگی زیرساختها، کاهش کیفیت زندگی و عدم پایداری محیط زیست را نیز در نظر گرفت. سرمایهگذاری در مناطقی که زیرساختها قادر به تحمل بار جمعیتی جدید نیستند، میتواند منجر به کاهش ارزش واقعی ملک و عدم تحقق انتظارات سرمایهگذاران شود و سرمایه آنها را در معرض خطر قرار دهد. موفقیت در این بازار پیچیده، نیازمند تحلیل دقیق دادهها، آگاهی از طرحهای شهری و استفاده از ابزارهای هوشمند مانند بوقتش است تا بتوان از فرصتها بهره برد و از تهدیدها دوری کرد. مشاوران آیندهنگر، با تکیه بر دانش و ابزارهای تحلیلی، میتوانند مشتریان خود را به بهترین شکل راهنمایی کرده و از دامهای بالقوه این طرحها دوری جویند و ارزشهای پایدار برای آنها ایجاد کنند.
سوالات متداول
طرح TOD در تهران چیست؟
طرح TOD (توسعه مبتنی بر حملونقل عمومی) در تهران به برنامهریزی برای افزایش تراکم ساختمانی و بارگذاری جمعیتی در شعاع ۴۰۰ تا ۸۰۰ متری ایستگاههای مترو اشاره دارد، با هدف ظاهری توسعه شهری. اما تحلیلها نشان میدهد که این طرح، با مدل جهانی TOD که بر پیادهراه، دوچرخه و حملونقل پایدار تمرکز دارد، تفاوتهای اساسی دارد و بیشتر بر افزایش ساختوساز متمرکز است.
چگونه طرح TOD میتواند بر قیمت مسکن تهران تأثیر بگذارد؟
بر اساس مطالعات صورتگرفته، افزایش تراکم ساختمانی در یک منطقه به افزایش کوتاهمدت و بلندمدت قیمت زمین و مسکن منجر میشود. طرح TOD تهران با تمرکز بر افزایش تراکم در اطراف ایستگاههای مترو، پتانسیل ایجاد جهش قیمتی در این مناطق را دارد که هم میتواند فرصت سرمایهگذاری ایجاد کند و هم به تورم دامن بزند.
چه ریسکهایی در سرمایهگذاری در مناطق تحت تأثیر TOD وجود دارد؟
ریسکهای سرمایهگذاری شامل عدم هماهنگی در توسعه زیرساختها (ساختوساز سریعتر از خطوط مترو)، کاهش کیفیت زندگی به دلیل افزایش بار جمعیتی و ناترازی منابع حیاتی (آب و هوا)، و افزایش عرضه فضاهای تجاری که میتواند به کاهش قیمت اجاره و افزایش نرخ خالی ماندن منجر شود، هستند. سرمایهگذاران باید به این چالشهای بلندمدت توجه کنند.
آیا طرح TOD مشکلات ترافیک تهران را حل خواهد کرد؟
با توجه به تمرکز طرح TOD تهران بر افزایش تراکم جمعیتی و ساختمانی و عدم هماهنگی با توسعه زیرساختهای حملونقل عمومی، احتمالاً نه تنها مشکلات ترافیک را حل نخواهد کرد، بلکه میتواند با بارگذاری جمعیتی بیشتر و تأخیر در تکمیل خطوط مترو، به ترافیک بیشتر و فشار مضاعف بر شبکه حملونقل فعلی منجر شود. همچنین، این طرح ۶۰ درصد از سطح شهر را که به مترو دسترسی مناسب ندارند، پوشش نمیدهد.
چگونه میتوان با دادههای بوقتش از فرصتها و تهدیدهای طرح TOD آگاه شد؟
پلتفرم بوقتش با ارائه دادههای بهروز و دقیق از بازار مسکن تهران، مانند میانه قیمت هر متر آپارتمان، نوسانات هفتگی و تعداد آگهیهای فعال، به مشاوران و سرمایهگذاران کمک میکند تا تحرکات بازار را لحظهبهلحظه رصد کنند. با استفاده از ابزارهایی مانند رادیاب بوقتش، میتوان مناطق مستعد رشد و ریسکهای احتمالی را شناسایی کرده و تصمیمات آگاهانهتری گرفت و از فرصتها بهره برد و از تهدیدها دوری کرد.