نسخه 2026 «مسکن درخور»
گزارش جدید «هبیتات» سازمان ملل از بحران جهانی مسکن و راهکارهای «مسکن درخور» نشان میدهد که رویکرد مالکیتمحور شکست خورده است. این تحلیل به مشاوران و سرمایهگذاران بازار مسکن ایران کمک میکند تا با درک این تغییر پارادایم، برای آینده برنامهریزی کنند.

نسخه 2026 «مسکن درخور»: وقتی سیاستگذاری قدیمی جواب نمیدهد
نسخه 2026 «مسکن درخور» که توسط «هبیتات» (دفتر طراحی سیاستهای تأمین مسکن در سازمان ملل) منتشر شده، یک هشدار جدی است: اگر به فکر حل ریشهای بحران مسکن در ایران هستید، باید نگاهتان را از «مالکیتمحوری» صرف بردارید و روی «تقویت مسکن اجارهای» تمرکز کنید. صادقانه بگویم، ادامه مسیر فعلی نه تنها گرهی از کار بازار مسکن ما باز نمیکند، بلکه بحران را عمیقتر هم خواهد کرد. مشاوران املاک و سرمایهگذاران باید این تغییر پارادایم جهانی را جدی بگیرند و استراتژیهایشان را بر مبنای واقعیتهای جدید تنظیم کنند.
این سند جهانی، بنبستهای فعلی و مشخصات کلیدی «دسترسپذیر کردن بازار مسکن برای شهروندان» را به دولتها معرفی میکند و تم اصلی آن بر یک «پارادایم شیفت» در راهبردهای ملی تأمین مسکن استوار است. یعنی دیگر وقت آن رسیده که از توهم خانهدار کردن همه، آن هم با همان فرمولهای تکراری، بیرون بیاییم و به دنبال راهکارهای واقعبینانهتر، پایدارتر و متناسب با بنیه مالی خانوارها باشیم.
شوک بلندمدت تورم اجاره: بحرانی جهانی در آستانه در ایران؟
اگر فکر میکنید تورم اجاره فقط مشکل ماست، سخت در اشتباهید. جهان از سال ۲۰۱۰ با یک «شوک بلندمدت تورم اجاره مسکن» دست به گریبان است. شاخص هزینه اجاره در مناطق مختلف جهان تا سال ۲۰۲۵ به حدود دو برابر سال ۲۰۰۲ رسیده و این یک زنگ خطر بزرگ است. وقتی نرخ تورم فزاینده و رشد اقتصادی پایینی در یک کشور وجود دارد، تداوم یا اوجگیری این بحران کاملاً محتمل به نظر میرسد. آیا این تصویر برای ما آشنا نیست؟
در تهران، فشار هزینهای اجاره مسکن تا 73 درصد درآمد خانوار رسیده است.
بسیاری از کشورها با «سیاست تکبعدی ساخت مسکن مالکیتمحور» این بحران را تشدید کردند. دولتها تصور میکردند با خانهسازی انبوه میتوانند مشکل عدم دسترسی به مسکن را حل کنند، اما غافل از اینکه این عرضههای دولتی برای مستأجران، که اغلب توان مالی پایینی دارند، قابل خرید نیستند. نتیجه؟ خانههای ساختهشده یا خالی میمانند، یا با خریدوفروش ثانویه وارد بازار سفتهبازی میشوند. این همان «پاس گل دولتها به سفتهبازان ملکی» است که «هبیتات» به آن اشاره میکند.
در تهران، وضعیت از این هم نگرانکنندهتر است. میانهٔ قیمت هر متر آپارتمانِ فروشی در تهران، ۲۶۸.۴ میلیون تومان (دادهٔ بوقتش، ۳ مهر ۱۴۰۵) است. با دامنهٔ متعارف بین ۱۴۶.۱ میلیون تومان تا ۳۸۱.۶ میلیون تومان، واضح است که رؤیای خانهدار شدن برای بخش بزرگی از جامعه، به خصوص قشر مستأجر و کمدرآمد، عملاً دستنیافتنی شده است. این در حالی است که تغییر هفتگی میانهٔ قیمت هر متر مربع نیز مثبت و رو به افزایش است (+۱۰.۱٪ نسبت به ۲۸ شهریور ۱۴۰۵). این اعداد به ما میگویند که شکاف بین توان خرید و قیمت مسکن روزبهروز عمیقتر میشود.
چهار وجه کلیدی بحران «مسکن درخور» از نگاه هبیتات
«مسکن درخور» فراتر از صرفاً «مسکن در استطاعت مالی» است و چهار ویژگی مهم دارد که «هبیتات» آنها را تشریح کرده است. درک این ابعاد برای فعالان بازار املاک ضروری است:
استطاعت مالی: مسکن باید متناسب با بنیه مالی خانوار باشد. یعنی هزینه اجاره یا خرید نباید بیش از ۳۰ درصد درآمد را به خود اختصاص دهد. در تهران، این نسبت برای بسیاری از مستأجران به ۷۳ درصد رسیده است، که یعنی بخش عمده درآمد صرف بقا میشود و جایی برای آموزش، سلامت یا پسانداز نمیماند. اینجاست که ضرورت راهحلهای مالی و حمایتی برای بازار اجاره پررنگ میشود. میتوانید در این خصوص بیشتر بخوانید: وعده پوچ مسکن ارزان.
زیستپذیری: مسکن باید در مناطقی قرار گیرد که امکانات و خدمات زندگی (مانند دسترسی به محل کار، حملونقل عمومی، مراکز درمانی و آموزشی) در دسترس باشد. تجربههای ناموفق ما در پروژههای مسکن مهر یا مسکن ملی، مصداق بارز بحران «زیستناپذیری» است. زندگی در مناطقی فاقد زیرساخت، نهتنها کیفیت زندگی را کاهش میدهد، بلکه بهرهوری نیروی کار را نیز پایین میآورد. اینجا میتوان به مقاله نوسازی یا کوچ پنهان؟ اشاره کرد که به بررسی پیامدهای طرحهای نوسازی بافتهای فرسوده میپردازد.
فاقد قابلیت سفتهبازی: مسکن حمایتی باید طوری طراحی شود که امکان سفتهبازی در آن به حداقل برسد. این یعنی خانههایی که با هدف حمایت از قشر نیازمند عرضه میشوند، نباید به سرعت وارد چرخه خریدوفروش و دلالی شوند. این موضوع به خصوص در ایران، با معاملات مکرر خانههای خالی، بسیار حائز اهمیت است. وقتی مستأجران توان خرید خانههای حمایتی را ندارند، این خانهها به راحتی وارد بازار سفتهبازی میشوند. این همان چالش مسکن هست، «زیرساخت» نیست را پیش روی سیاستگذاران قرار میدهد که پروژهها به دلیل فقدان زیرساختهای حیاتی، قابلیت استفاده ندارند.
ممانعت از جابهجاییهای اجباری: جنگها، تغییرات اقلیمی (فرونشست، بیآبی) و جهش هزینههای اجاره در شهرهای بزرگ، منجر به مهاجرتهای اجباری میشوند. این جابهجاییها، هم کیفیت زندگی شهروندان را پایین میآورد و هم برای شهرهای مقصد، «دردسرهای ناترازی خدمات زندگی» ایجاد میکند. وقتی اجارهبها در پایتخت به شکلی سرسامآور بالا میرود، مستأجران مجبور به مهاجرت به حومه یا شهرهای کوچکتر میشوند، که خود تبعات اجتماعی و اقتصادی دارد. فاصله رقم اجاره خانه در شمال و جنوب پایتخت چقدر است؟ مقالهای است که به این نابرابری قیمتی میپردازد.
پارادایم شیفت در سیاستگذاری: از مالکیتمحوری به تقویت مسکن اجارهای
با توجه به ابعاد بحران، «هبیتات» تاکید میکند که حل آن مستلزم یک تغییر پارادایم اساسی است: گذار از «سیاستهای مالکیتمحور» به «تقویت و تمرکز بر عرضه مسکن اجارهای». این توصیه، برای کشوری مثل ایران که دستکم ۳۰ درصد خانوارها مستأجر هستند (و در تهران این رقم حداقل ۳۱ درصد است) و حدود نیمی از مستأجران فقیر محسوب میشوند، کاملاً حیاتی است.
چرا سیاستهای مالکیتمحور ناکام ماندهاند؟ چون با افزایش نرخ فقر و تورم عمومی، مستأجران امکان دسترسی به مسکن استطاعتپذیر را ندارند. عرضههای انبوه دولتی، به دلیل عدم انطباق با توان مالی مستأجران، وارد بازار سفتهبازی شده و به جای حل مشکل، به بحران دامن زدهاند. این همان اتفاقی است که در ایران به شکل «معاملات مکرر خانههایی که سالها کلید به آنها نخورده است» رخ داده.
تمرکز بر عرضه مسکن اجارهای از نوع «درخور»، یعنی خانههایی که هم با بنیه مالی مستأجران نیازمند حمایت سازگارند و هم قابلیت خریدوفروش سفتهبازانه ندارند، راهکار کلیدی است. این خانهها، غیرمستقیم، جنبه «فاقد قابلیت سفتهبازی ملکی» را محقق میکنند. به همین دلیل، اجاره مسکن باید به مرکز سیاستگذاری در این بخش تبدیل شود.
همین حالا هم زمزمههایی برای آغاز ثبتنام مسکن استیجاری به گوش میرسد، اما آیا این طرحها به قدر کافی جامع و هوشمندانه هستند که بتوانند بحران را حل کنند؟ یا صرفاً مُسکّنی موقت خواهند بود؟
ابزارهای نوین برای توسعه بازار اجاره درخور
«هبیتات» برای تحقق این پارادایم شیفت، پنج ابزار کلیدی را به دولتها پیشنهاد کرده که جای خالی آنها در بازار مسکن ایران بهشدت احساس میشود:
شرکتهای اجارهدار: وجود شرکتهای تخصصی اجارهدار در شهرهای بزرگ، هزینه مبادله واحد مسکونی اجارهای را برای مالکان و مستأجران به طرز چشمگیری کاهش میدهد. این شرکتها تمامی عملیات انتخاب مستأجر، انعقاد قرارداد و اسبابکشی را به صورت «خدمات واحد» و در زمانی کوتاه انجام میدهند. این نهادها اجارهداری را از یک کار سخت و پرزحمت به روتین بازار تبدیل میکنند.
معافیتهای مالیاتی: دولتها باید برای تولید مسکن اجارهای، معافیتهای مالیاتی در نظر بگیرند تا سرمایهگذاری در این حوزه جذابتر شود و هزینههای ساختوساز کاهش یابد.
تسهیل صدور مجوز ساخت: «تسهیل صدور مجوز ساخت» یکی دیگر از مشوقهای حیاتی است که در ایران به «دیوار بزرگ سرمایهگذاری ساختمانی» بدل شده. کاهش بوروکراسی و سرعت بخشیدن به فرآیندهای اداری، میتواند انگیزه سازندگان را برای ورود به بازار مسکن اجارهای افزایش دهد. در این زمینه، مقاله مالکیت ملک در تله سامانهها مشکلات ناشی از این پیچیدگیها را تشریح میکند.
تأمین مالی تخصصی: ایران تقریباً فاقد مؤسسات مالی تخصصی در حوزه تأمین مالی مسکن است. تأمین مالی مسکن نیازمند منابع بلندمدت است که با منابع کوتاهمدت بانکی همخوانی ندارد. «هبیتات» پیشنهاد ایجاد مؤسسات مالی توسعهای را میدهد که منابع مالی بلندمدت را از بازار سرمایه، صندوقهای بازنشستگی و سایر نهادها جذب کرده و در اختیار شبکه بانکی یا خود بخش مسکن قرار دهند.
استفاده از زمینهای دولتی: عرضه مسکن اجارهای مستلزم بهکارگیری اراضی نهادهای دولتی و عمومی به صورت «اجاره بلندمدت» است. این زمینها میتوانند برای ساخت مسکن اجارهای با قیمت مناسب و در نقاط زیستپذیر مورد استفاده قرار گیرند.
چشمانداز بازار مسکن ایران: فرصتها و چالشها برای مشاوران
با این اوصاف، آینده بازار مسکن ایران چه چشماندازی دارد؟ برای مشاوران املاک و سرمایهگذاران، این تغییرات هم چالشبرانگیز است و هم فرصتآفرین. اگر دولتمردان به توصیههای «هبیتات» گوش فرا دهند و سیاستهای خود را به سمت تقویت بازار اجاره تغییر دهند، شاهد تحولات عمیقی خواهیم بود.
- برای مشاوران املاک: تمرکز بر «خدمات اجاره» و «مشاوره به سرمایهگذاران در پروژههای اجارهای» میتواند نقطه قوت جدیدی باشد. درک عمیق از نیازهای مستأجران، مناطق زیستپذیر و ارزشگذاری دقیق در بازار اجاره، حیاتی خواهد بود. ابزارهایی مانند تحلیل بازار و قیمتگذاری ملک بوقتش به شما کمک میکنند تا در این بازار متلاطم، با دادههای دقیق تصمیمگیری کنید.
- برای سرمایهگذاران: به جای دنبال کردن صرفاً خریدوفروشهای سفتهبازانه در بازار مالکیت، باید به سرمایهگذاریهای بلندمدت در «مسکن اجارهای درخور» فکر کنید. پروژههایی که هم مقرونبهصرفه باشند و هم زیرساختهای لازم را داشته باشند، پتانسیل رشد و بازدهی پایدارتری دارند. بررسی دقیق مناطق با پتانسیل بالای تقاضای اجارهای و مشارکت در ساختوسازهایی که هدفشان رفع نیاز واقعی بازار اجاره است، مسیر جدیدی پیش روی شما میگذارد.
بازار املاک بوقتش با ارائه آگهیهای فعال و ابزارهای تحلیلی، میتواند به شما در رصد این تحولات و یافتن فرصتها کمک کند. مهم است که از این پس، نگاهی جامعتر به بازار داشته باشیم؛ نگاهی که نه تنها به قیمت خریدوفروش، بلکه به کیفیت زندگی، دسترسی و پایداری توجه کند. تعداد ۱۰٬۰۸۲ آگهی تازهٔ فروش آپارتمان در تهران طی ۳۰ روز گذشته، نشاندهنده حجم بالای معاملات و چرخشی است که شاید به سمت سرمایهگذاریهای با ارزش افزوده بالاتر هدایت شود، اگر به درستی هدایت شود.
جمعبندی
نسخه 2026 «مسکن درخور» یک نقشه راه جهانی است که پیامهای روشنی برای بازار مسکن ایران دارد: دوران اتکا به رویکردهای قدیمی مالکیتمحور به سر آمده است. بحران اجارهبها، عدم زیستپذیری بسیاری از خانههای دولتی و پتانسیل بالای سفتهبازی، همگی نشانههایی هستند که میگویند باید استراتژیها را تغییر داد. دولتها باید با ابزارهایی مانند شرکتهای اجارهدار، مشوقهای مالیاتی و تسهیلگری در تأمین مالی و صدور مجوز، راه را برای بخش خصوصی هموار کنند تا بتواند مسکن اجارهای درخور نیاز واقعی مردم را فراهم آورد.
برای فعالان بازار املاک، این تغییر پارادایم فرصتی است تا با نگاهی بلندمدت و استراتژیک، نقش خود را در بازار بازتعریف کنند. تمرکز بر تحلیل دقیق بازار اجاره، درک نیازهای مصرفکننده و مشارکت در پروژههای پایدار، نه تنها به حل بخشی از معضل مسکن کمک میکند، بلکه به رشد حرفهای و مالی شما نیز منجر خواهد شد. دیگر وقت آن است که واقعبین باشیم و راهحلهایی را دنبال کنیم که فراتر از وعدههای پوچ و طرحهای شکستخورده، به دنبال تأمین مسکن واقعی برای مردم باشند.
سوالات متداول
«مسکن درخور» دقیقاً به چه معناست؟
«مسکن درخور» به خانههایی گفته میشود که علاوه بر استطاعت مالی (هزینه متناسب با درآمد)، زیستپذیر نیز باشند (دارای دسترسی به امکانات شهری و محل کار) و همچنین فاقد قابلیت سفتهبازی ملکی باشند. هدف آن، فراهم آوردن مسکنی پایدار و باکیفیت برای همه اقشار جامعه است.
چرا هبیتات بر تقویت بازار اجارهای تأکید دارد؟
هبیتات تأکید میکند که سیاستهای مالکیتمحور در بسیاری از کشورها، به دلیل عدم توان مالی خانوارها برای خرید و ورود خانههای حمایتی به بازار سفتهبازی، شکست خوردهاند. تقویت بازار اجارهای، راهکاری واقعبینانهتر برای تأمین مسکن برای مستأجران کمدرآمد و کنترل سفتهبازی است.
سیاستهای مسکن فعلی در ایران چه ایرادی دارند؟
سیاستهای مسکن در ایران عمدتاً بر «مالکیتمحوری» تمرکز دارند، در حالی که بخش بزرگی از جامعه توان مالی خرید ملک را از دست دادهاند. علاوه بر این، بسیاری از پروژههای انبوه در مناطقی فاقد زیرساختهای کافی ساخته شدهاند که جنبه «زیستپذیری» را نادیده میگیرد و به بحران دامن میزند.
دولتها برای بهبود وضعیت «مسکن درخور» چه ابزارهایی دارند؟
هبیتات پنج ابزار اصلی را پیشنهاد میکند: ایجاد شرکتهای تخصصی اجارهدار، اعطای معافیتهای مالیاتی به تولیدکنندگان مسکن اجارهای، تسهیل صدور مجوز ساخت، ایجاد مؤسسات تخصصی تأمین مالی بلندمدت مسکن، و استفاده از اراضی دولتی به صورت اجاره بلندمدت برای ساخت مسکن اجارهای.
مشاوران املاک چگونه میتوانند خود را با این تغییرات تطبیق دهند؟
مشاوران املاک باید تمرکز خود را بر درک عمیقتر از بازار اجاره، نیازهای مستأجران، و شناسایی مناطق با پتانسیل زیستپذیری بالا معطوف کنند. توسعه مهارتها در خدمات اجاره، مشاوره به سرمایهگذاران برای پروژههای اجارهای پایدار، و استفاده از ابزارهای تحلیل بازار مانند بوقتش، از جمله راههای تطبیق با این تغییر پارادایم است.