بِوقتشبلاگ
اخبار بازار مسکن

تامین مسکن در تله متراژ

تیم تحریریه بوقتش · تحلیل بازار مسکن و سیم‌کارت و خودرو۱۱ دقیقه مطالعه

پلتفرم بوقتش تحلیل می‌کند که چگونه تلهٔ متراژ و عدم تطابق عرضه و تقاضا در بازار مسکن، به‌ویژه در تهران، مانع خانه‌دار شدن بسیاری از خانوارها شده و چه راهکارهایی برای خروج از این بحران وجود دارد. این تحلیل برای مشاوران و سرمایه‌گذاران ضروری است.

تامین مسکن در تله متراژ

تامین مسکن در تله متراژ: ریشه‌های واگرایی عرضه و تقاضا

واقعیت بازار مسکن امروز تهران این است که ما در یک تلهٔ متراژ گرفتار شده‌ایم. از یک سو، تقاضای واقعی برای خانه‌های کوچک‌متراژ و وسع‌پذیر، به‌ویژه در کلان‌شهرها، سر به فلک کشیده و از سوی دیگر، بخش عمدهٔ عرضه با متراژهای بزرگ‌تر، گران‌تر و خارج از توان خرید بخش عظیمی از جامعه، تولید می‌شود. این واگرایی نه تنها یک ناهماهنگی ساده نیست، بلکه ریشه‌های عمیقی در سیاست‌گذاری‌های شهری و اقتصادی دارد و پیامدهای وخیمی برای خانوارها و حتی سودآوری سازندگان به همراه آورده است. این شکاف عمیق میان آنچه مردم نیاز دارند و آنچه سازندگان می‌سازند، بازار را دچار نوعی فلج کرده است که در آن نه خریدار به هدفش می‌رسد و نه فروشنده به سود پایدار.

در نگاه ما در بوقتش، این وضعیت حاصل یک چرخه معیوب است که از یک طرف با سیاست‌گذاری‌های شهری و ضوابط ساخت‌وساز آغاز می‌شود و از طرف دیگر با کاهش مستمر قدرت خرید و تغییر الگوی جمعیتی ادامه می‌یابد. این چرخه مخرب، نه تنها فرصت‌های خانه‌دار شدن را از بین می‌برد، بلکه به ناکارآمدی و اتلاف منابع در بخش ساخت‌وساز نیز دامن می‌زند. مشاوران املاک و سرمایه‌گذاران بازار باید این شکاف را با دقت تحلیل کنند تا درک بهتری از فرصت‌ها و چالش‌های پیش‌رو داشته باشند و از گرفتار شدن در این دام خودساخته بپرهیزند. عدم درک این پویایی‌ها می‌تواند به تصمیمات سرمایه‌گذاری اشتباه و موجودی انباشته واحدهای مسکونی منجر شود که سال‌ها بدون مشتری باقی می‌مانند.

۲۵۹.۹ میلیون تومان
میانهٔ قیمت هر متر آپارتمان در تهران

میانهٔ قیمت هر متر آپارتمان فروشی در تهران، ۲۵۹.۹ میلیون تومان (دادهٔ بوقتش، ۸ شهریور ۱۴۰۵) است. این رقم خود گویای دشواری‌های پیش روی متقاضیان خانه است و نشان می‌دهد چرا تقاضا به سمت متراژهای کمتر سوق پیدا کرده است. وقتی متوسط درآمد یک خانوار با این ارقام نجومی فاصله دارد، چاره‌ای جز روی آوردن به واحدهای کوچک‌تر یا حتی خروج از بازار رسمی نمی‌ماند. این فشار قیمتی به وضوح نشان می‌دهد که عرضه واحدهای بزرگ‌متراژ، بیشتر پاسخگوی نیاز سرمایه‌گذاری یا مصرف لوکس است تا تامین مسکن اقشار متوسط و ضعیف جامعه.

چرا خانه‌ها بزرگ‌تر شدند در حالی که قدرت خرید آب رفت؟

اینجا پرسش اصلی اینجاست: در شرایطی که قدرت خرید مسکن در یک و نیم دههٔ گذشته به‌شکل چشمگیری کاهش یافته، چرا متوسط مساحت واحدهای مسکونی جدید نه تنها کوچک‌تر نشده، بلکه افزایش هم یافته است؟ آمارها شوکه‌کننده است؛ از سال ۱۳۸۵ تا ۱۴۰۳، متوسط مساحت آپارتمان‌های ساخته‌شده در مناطق شهری ایران با ۱.۳ برابر افزایش، از ۱۲۴ مترمربع به ۱۷۰ مترمربع رسیده است. این افزایش تصاعدی در متراژ، دقیقاً همزمان با رشد ۱۲۸ برابری قیمت اسمی مسکن در تهران و افت ۳۶ درصدی درآمد سرانهٔ حقیقی ایرانی‌ها در دهه ۹۰ اتفاق افتاده است. این تناقض تاریخی در بازار مسکن، معضل «فقر مسکن» را تشدید کرده است و نشان می‌دهد که سازوکار بازار از مسیر اصلی خود منحرف شده است.

این واگرایی ریشه‌های عمیقی دارد که به سیاست‌گذاری‌های شهرسازی و مقررات ملی ساختمان بازمی‌گردد. شهرداری‌ها، با نگاهی درآمدزا و به منظور کسب حداکثر عوارض، ضوابط ساخت‌وساز را به سمتی هدایت کرده‌اند که از ساخت مساحت‌های بزرگ حمایت شود. اخذ عوارض و صدور مجوزها، پاداش بیشتری برای واحدهای بزرگ‌متراژ به ارمغان می‌آورند و این موضوع، بسازوبفروش‌ها را به سمت تولید واحدهای گران‌تر و بزرگ‌تر سوق می‌دهد تا توجیه اقتصادی بیشتری برای پروژه پیدا کنند. در کنار آن، مقررات ملی ساختمان نیز به‌گونه‌ای تدوین شده‌اند که عملاً ساخت واحد مسکونی کمتر از ۵۰ مترمربع را غیرممکن یا بسیار دشوار می‌سازند؛ این مقررات در بسیاری از موارد با نیازهای روز و الگوهای مصرفی مدرن همخوانی ندارند و بازدهی فضای شهری را کاهش می‌دهند.

جنس تقاضای فعلی در بازار مسکن به دنبال «آپارتمان‌های زیر ۵۰ مترمربع» است.

همین موانع، از جمله ضرورت تامین مشاعات و پارکینگ، دست سازندگان را برای ارائهٔ واحدهای کوچک‌تر و متناسب با نیاز جامعه می‌بندد. مثلاً، تامین یک واحد پارکینگ برای هر واحد مسکونی، در متراژهای پایین، سهم بزرگی از هزینه و فضا را به خود اختصاص می‌دهد و ساخت آپارتمان‌های استودیو یا تک‌خوابه را عملاً غیرممکن می‌سازد. این وضعیت، به معنای بازی باخته برای هر دو سوی بازار است؛ خانوارها از بازار خرید و حتی اجارهٔ رسمی خارج شده و به سمت سکونتگاه‌های غیررسمی یا حاشیه‌نشینی سوق داده می‌شوند و سازندگان نیز با چالش فروش واحدهایی روبرو می‌شوند که مشتری واقعی ندارند و برای سال‌ها در انبارشان باقی می‌مانند. این امر در نهایت به کاهش سودآوری و رکود در بخش ساخت‌وساز منجر خواهد شد.

تلهٔ متراژ: مانعی بر سر راه خانه‌دار شدن

اینکه سازنده‌ها از تغییر جنس تقاضا بی‌اطلاع بوده‌اند، یک فرض غلط است. بسیاری از فعالان بازار به خوبی از نیاز مبرم به واحدهای کوچک‌متراژ آگاه هستند، اما قوانین و مقررات موجود، راه را بر آنان بسته‌اند. فرض کنید یک سرمایه‌گذار می‌خواهد در یک منطقه پرتقاضا، آپارتمان‌های ۴۰ تا ۵۰ متری بسازد. او با موانعی نظیر تامین تعداد پارکینگ کافی بر اساس ضوابط شهرداری (که معمولاً برای هر واحد یک پارکینگ الزامی است)، رعایت حداقل مساحت مفید هر واحد و عدم توجیه اقتصادی برای اخذ جواز ساخت برای واحدهای کوچک‌تر (به دلیل هزینه‌های ثابت جواز و تراکم) مواجه می‌شود. این موانع عملاً باعث می‌شوند که ساخت‌وساز در این بخش توجیه اقتصادی نداشته باشد و سرمایه‌گذاران به اجبار به سمت واحدهای بزرگ‌تر حرکت کنند.

مقررات دست‌وپاگیر، ساخت واحدهای کوچک را به سمت بازارهای غیررسمی یا تبدیل ملک‌های بزرگ‌تر سوق می‌دهد که خود منجر به کاهش کیفیت، عدم رعایت استانداردهای ایمنی و افزایش هزینه‌های پنهان می‌شود. در این فضا، شاهد گسترش آپارتمان‌های اشتراکی با کیفیت پایین یا واحدهای غیرمجاز هستیم که هیچ نظارتی بر آن‌ها نیست. این وضعیت نه تنها در بخش خصوصی، بلکه در طرح‌های مسکن‌سازی حمایتی دولتی نظیر مسکن مهر و مسکن ملی نیز دیده می‌شود. متوسط مساحت واحدها در این طرح‌ها ۸۵ مترمربع است که با توان خرید خانوارهای کم‌درآمد و هدف اصلی خانه‌دار شدن قشر ضعیف، فاصله زیادی دارد. یک خانوار با درآمد متوسط یا پایین، حتی با حمایت‌های دولتی نیز قادر به پرداخت اقساط یا آوردهٔ اولیه چنین واحدهایی نیست. این عدم تطابق، باعث شده بسیاری از مشمولان این طرح‌ها، حتی از پرداخت آوردهٔ نقدی اولیه ناتوان بمانند و عملاً از فرآیند خانه‌دار شدن کنار گذاشته شوند و این طرح‌ها در رسیدن به هدف اصلی خود یعنی خانه‌دار کردن دهک‌های پایین درآمدی ناکام بمانند.

از نگاه ما در بوقتش، این «تله متراژ» نشانه‌ای از انحراف در تامین مسکن است. بازاری که باید پویایی خود را از توازن عرضه و تقاضا بگیرد، حالا گرفتار ضوابطی شده که آن را به قهقرا می‌برد. همین ناتوانی در پرداخت و خروج اجباری مشمولان، نشان‌دهندهٔ عمق بحرانی است که از آن صحبت می‌کنیم و ضرورت بازنگری فوری در رویکردهای موجود را گوشزد می‌کند. تا زمانی که عرضه و تقاضا به یکدیگر نرسند، بازار مسکن نمی‌تواند کارکرد اصلی خود را بازیابد.

۶.۲٪-
تغییر هفتگی میانهٔ قیمت هر متر آپارتمان در تهران

جالب است بدانید که در هفتهٔ منتهی به ۸ شهریور ۱۴۰۵، میانهٔ قیمت هر متر آپارتمان در تهران، ۶.۲ درصد نسبت به هفتهٔ قبل کاهش داشته (دادهٔ بوقتش، ۸ شهریور ۱۴۰۵). این آمار می‌تواند نشانه‌ای از فشاری باشد که عدم تعادل عرضه و تقاضا بر بازار وارد می‌کند؛ حتی در شرایطی که تورم عمومی بالاست، بازار مسکن به دلیل عدم تطابق با نیاز واقعی خریداران، دچار افت قیمت می‌شود. این افت قیمت، نه لزوماً نشانهٔ رونق یا بهبود، بلکه می‌تواند پیامد رکود ناشی از عدم توان خرید و پایداری تله متراژ باشد. این وضعیت برای سازندگان و سرمایه‌گذارانی که همچنان بر تولید واحدهای بزرگ‌متراژ اصرار دارند، زنگ خطری جدی محسوب می‌شود و به آن‌ها گوشزد می‌کند که بدون همخوانی با تقاضای واقعی، سودآوری پایدار در بازار فعلی دشوار خواهد بود.

ضرورت اصلاح ضوابط: راهی برای خروج از تله

با این اوصاف، برای خروج از این تله و تغییر سناریوهای پیش‌روی بازار مسکن، چاره‌ای جز اصلاح اساسی ضوابط شهرسازی و مقررات ملی ساختمان نداریم. همان‌طور که دکتر محمود اولاد، مدیر تدوین طرح جامع جدید مسکن، اشاره کرده، «یکی از سیاست‌های جدید در این بخش برای اجرا در ۱۰ سال پیش‌رو، کاهش فاصله الگوی عرضه با جنس تقاضا از طریق رفع موانع مقرراتی است.» این رویکرد، در پیش‌نویس طرح جامع جدید مسکن نیز به‌عنوان یک راهکار اصلی برای برطرف کردن این ناپیوستگی در بازار مطرح شده است. این تغییرات باید امکان ساخت واحدهای مسکونی کوچک‌متراژ، حتی در حد ۳۰ تا ۴۰ مترمربع را در کلان‌شهرها فراهم کند تا با نیازهای خانوارهای سالخورده، تک‌نفره و آن‌هایی که میل به فرزندآوری کمتری دارند، همخوانی داشته باشد. این گام می‌تواند بخش عظیمی از جامعه را که تا کنون از بازار رسمی مسکن رانده شده بودند، دوباره به این بازار بازگرداند و به افزایش تحرک و پویایی آن کمک کند. حذف مقررات زائد و ساده‌سازی فرآیند اخذ مجوز برای این متراژها، می‌تواند مشوقی قوی برای سازندگان باشد.

همچنین، آقای کمال اطهاری، از صاحب‌نظران بخش مسکن، تاکید می‌کند که حداقل درآمد سرانه برای دریافت مسکن حمایتی ۱۰ هزار دلار است، در حالی که درآمد سرانه در حال حاضر نصف این رقم است. این یعنی بخش زیادی از خانوارهای نیازمند، حتی توان ورود به بازار مسکن اجتماعی را هم ندارند. بنابراین، طراحی مسیری سازگار با توان پرداخت آن‌ها، از جمله با عرضه مسکن اجاره‌ای با اجاره‌بهای متناسب و تشکیل صندوق‌های پس‌انداز، ضروری است. این راهکارها می‌توانند به تدریج فشار تقاضا را از بازار خرید برداشته و گزینه‌های متنوع‌تری را پیش روی خانوارها قرار دهند. برنامه‌های تشویقی برای سرمایه‌گذاران جهت ساخت و اداره واحدهای اجاره‌ای با قراردادهای بلندمدت و اجاره‌بهای کنترل‌شده نیز می‌تواند در این زمینه مؤثر باشد. این مدل‌ها نیازمند همکاری بین بخش عمومی و خصوصی و ایجاد سازوکارهای مالیاتی و حمایتی مناسب است.

این برنامه‌ها شامل تغییر مسیر یارانه‌ها از سمت عرضه به تقاضا و رفع موانع تامین مالی نیز می‌شود. به جای حمایت مستقیم از سازندگان، باید توان مالی خریداران را تقویت کرد تا آن‌ها بتوانند متناسب با نیاز خود، مسکن را انتخاب کنند. مشاوران و سرمایه‌گذاران هوشمند، باید این تغییرات احتمالی در سیاست‌گذاری‌ها را رصد کنند و آمادگی لازم برای فعالیت در بازاری با پویایی‌های جدید را داشته باشند. تغییر در ضوابط، می‌تواند راز تحرک بساز و بفروش‌ها را نیز دگرگون کند و فرصت‌های تازه‌ای برای سرمایه‌گذاری در ساخت واحدهای کوچک‌متراژ و با بازدهی سریع‌تر ایجاد نماید. این فرصت‌های جدید، نیازمند رویکردی تحلیلی و داده‌محور است تا از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری شود و سرمایه‌ها به بهترین شکل ممکن هدایت گردند.

چشم‌انداز بازار و نقش ابزارهای تحلیل بوقتش

بازار مسکن تهران همواره پیچیده و متغیر بوده است. در ۳۰ روز گذشته، ۱۹٬۲۹۴ آگهی تازهٔ فروش آپارتمان در تهران (دادهٔ بوقتش، ۸ شهریور ۱۴۰۵) منتشر شده که نشان از حجم بالای فعالیت در بازار دارد. اما آیا این حجم از عرضه، متناسب با جنس تقاضای واقعی است؟ چیزی که ما از تحلیل میلیون‌ها آگهی در پایگاه دادهٔ بوقتش می‌بینیم، این است که شکاف بین آنچه عرضه می‌شود و آنچه خریدار توان و تمایل به خریدش را دارد، همچنان بزرگ است. این ناهماهنگی، مانع از گردش سریع آگهی‌ها و تبدیل آن‌ها به معامله می‌شود و منجر به ماندگاری طولانی‌تر آگهی‌ها در بازار و در نتیجه افزایش هزینه‌های نگهداری برای فروشندگان می‌گردد.

برای مشاوران املاک و سرمایه‌گذاران، درک این دینامیک‌ها حیاتی است. ابزارهای تحلیل بازار و قیمت‌گذاری بوقتش، با ارائهٔ داده‌های دقیق و به‌روز، به شما کمک می‌کنند تا این تلهٔ متراژ را بهتر درک کرده و تصمیمات هوشمندانه‌تری بگیرید. شما می‌توانید با بررسی روند قیمتی مناطق، دامنهٔ متعارف قیمت‌ها (که در تهران از ۱۵۰.۹ میلیون تومان تا ۳۵۷.۹ میلیون تومان متغیر است)، و شناسایی مناطق مستعد برای ساخت‌وسازهای کوچک‌متراژ، از فرصت‌های پنهان بازار بهره ببرید. این ابزارها امکان تحلیل دقیق ترکیب عرضه و تقاضا را فراهم می‌کنند؛ مثلاً می‌توانید ببینید در کدام منطقه، آگهی‌های کوچک‌متراژ سریع‌تر به فروش می‌رسند یا در کدام مناطق، افزایش موجودی واحدهای بزرگ‌متراژ، نشان از رکود در آن بخش دارد. املاک بوقتش به شما کمک می‌کند تا با داده‌های واقعی بازار، از حدس و گمان فاصله بگیرید و با نگاهی تحلیلی به میدان وارد شوید؛ این یعنی تبدیل چالش‌ها به فرصت‌های سودآور برای سرمایه‌گذاری و مشاوره هوشمندانه.

ابزار حرفه‌ای بِوقتش

آگهی‌های زیرِ قیمت محله‌تان را زودتر از همکاران پیدا کنید

داشبورد بِوقتش هر روز هزاران آگهی را رصد می‌کند و جایگاه قیمتی هر کدام را در محله می‌سنجد؛ آگهی تازه پیش از دیگران به دست شما می‌رسد.

فعال سازی رایگان

جمع‌بندی

تلهٔ متراژ در بازار مسکن ایران، یک چالش چندوجهی است که ریشه‌های اقتصادی، اجتماعی و نظارتی دارد و پیامدهای آن به وضوح در ناتوانی خانوارها برای خانه‌دار شدن و رکود بخش ساخت‌وساز دیده می‌شود. مادامی که ضوابط شهرسازی و مقررات ملی ساختمان با واقعیت قدرت خرید و الگوی تقاضای خانوارها هم‌راستا نشود، این واگرایی ادامه خواهد داشت و بازار به پتانسیل واقعی خود دست نخواهد یافت. برای خروج از این وضعیت، هم نیاز به اصلاحات بنیادین در سیاست‌های دولت داریم که تسهیل‌کنندهٔ تولید واحدهای کوچک‌متراژ باشند و هم فعالان بازار باید با درک عمیق از این تغییرات و پویایی‌های جدید، استراتژی‌های خود را به‌روز کنند و به جای تقلید از الگوهای سنتی، به نیازهای واقعی مشتریان پاسخ دهند. در این میان، پلتفرم‌هایی مانند بوقتش، با ارائهٔ ابزارهای تحلیلی قدرتمند و داده‌های شفاف، می‌توانند راهنمای مطمئنی برای مشاوران املاک و سرمایه‌گذاران باشند تا در این مسیر پیچیده، بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند و نه تنها از تله متراژ دوری کنند، بلکه آن را به فرصتی برای سرمایه‌گذاری هوشمندانه و مؤثر در راستای تامین نیازهای واقعی جامعه تبدیل نمایند. بازار مسکن، نیازمند نگاهی نو و هم‌راستا با واقعیت‌های موجود است تا دوباره به موتور محرکه اقتصاد و رفاه اجتماعی تبدیل شود.

سوالات متداول

تله متراژ در بازار مسکن چیست؟

تله متراژ به وضعیتی در بازار مسکن اشاره دارد که در آن تقاضا برای خانه‌های کوچک‌متراژ و ارزان‌تر بالاست، اما بخش عمدهٔ عرضه با متراژهای بزرگ‌تر و گران‌تر تولید می‌شود. این ناهماهنگی بین عرضه و تقاضا، ریشه‌هایی در سیاست‌گذاری‌های شهری و مقررات ساخت‌وساز دارد و مانع خانه‌دار شدن بسیاری از افراد می‌شود.

چرا با کاهش قدرت خرید، متراژ خانه‌ها افزایش یافته است؟

افزایش متراژ خانه‌ها، علیرغم کاهش قدرت خرید، به دلیل عوامل متعددی از جمله ضوابط شهرداری‌ها برای کسب درآمد بیشتر از طریق عوارض واحدهای بزرگ، و مقررات ملی ساختمان که ساخت واحدهای کوچک‌تر (مثلاً زیر ۵۰ مترمربع) را دشوار یا غیرممکن می‌سازند، اتفاق افتاده است. این عوامل سازندگان را به سمت تولید واحدهای بزرگ‌تر سوق می‌دهند.

سیاست‌های دولتی چگونه به تله متراژ دامن زده‌اند؟

طرح‌های مسکن حمایتی دولتی مانند مسکن مهر و مسکن ملی نیز با ارائهٔ واحدهایی با متوسط مساحت ۸۵ مترمربع، نتوانسته‌اند به درستی به نیاز خانوارهای کم‌درآمد پاسخ دهند. این متراژها برای توان خرید این قشر از جامعه بسیار بزرگ بوده و موجب ناتوانی بسیاری از متقاضیان در پرداخت آورده اولیه یا اقساط شده است.

چه راهکارهایی برای خروج از تله متراژ پیشنهاد می‌شود؟

راهکارهای پیشنهادی شامل اصلاح اساسی ضوابط شهرسازی و مقررات ملی ساختمان برای تسهیل ساخت واحدهای کوچک‌متراژ (۳۰ تا ۴۰ مترمربع)، تغییر مسیر یارانه‌ها از عرضه به تقاضا، رفع موانع تامین مالی، و توسعهٔ مسکن اجاره‌ای با اجاره‌بهای متناسب است. این اقدامات می‌توانند بازار را با نیازهای واقعی جامعه هماهنگ کنند.

ابزارهای تحلیل بوقتش چگونه به مشاوران املاک در مواجهه با تله متراژ کمک می‌کنند؟

ابزارهای تحلیل بازار و قیمت‌گذاری بوقتش، با ارائهٔ داده‌های دقیق و به‌روز از میلیون‌ها آگهی، به مشاوران و سرمایه‌گذاران کمک می‌کنند تا روند قیمتی مناطق، دامنهٔ متعارف قیمت‌ها، و مناطق مستعد برای ساخت‌وسازهای کوچک‌متراژ را شناسایی کنند. این اطلاعات به تصمیم‌گیری هوشمندانه‌تر و تبدیل چالش‌ها به فرصت‌های سرمایه‌گذاری منجر می‌شود.

مطالب مرتبط
اخبار بازار مسکن
مخالفت «نرم» با تراکم‌فروشی
مصوبه اخیر شورای شهر تهران برای الزامات پدافند غیرعامل، به ظاهر یک حرکت مثبت است اما در پس پرده، مخالفت «نرم» با تراکم‌فروشی و کاهش آن در پایتخت را نمایان می‌کند. این تحولات بر آینده سرمایه‌گذاری و ارزش‌گذاری املاک اثر مستقیم دارد.
اخبار بازار مسکن
کلید پیش‌فروش مسکن
پیش‌فروش مسکن در ایران، فرصتی برای خانه‌دار شدن یا تله‌ای از ریسک‌های اقتصادی است؟ در این تحلیل جامع، به ریشه‌های ناامنی معاملات پیش‌خرید، چالش‌های قیمت‌گذاری در شرایط تورم ساخت و راهکارهای حقوقی نوین برای احیای اعتماد در این بازار می‌پردازیم. نگاهی عمیق
اخبار بازار مسکن
سراب فرزندآوری با زمین رانتی
قانون «جوانی جمعیت» با وعده زمین، نه تنها نرخ موالید را افزایش نداد، بلکه با خلق رانت، بازار مسکن را به بستر سوداگری تبدیل کرد. این تحلیل نشان می‌دهد چرا این سیاست به جای خانه‌دار کردن، صرفاً زمین‌های ارزشمند را حراج کرد.